السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
66
تفسير الميزان ( فارسي )
جناب پرسيد : از كجا فهميده مىشود كه فلان برده مؤمن است ؟ فرمود : بر اساس فطرت . « 1 » و در كتاب فقيه از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در پاسخ از اين مساله كه لشگر اسلام در بلاد كفر مردى مسلمان را ( به خيال اينكه كافر است ) كشتهاند ، فرمود : امام مسلمين وقتى از ماجرا خبر دار مىشود ، بجاى آن مسلمان كه كشته شده ، يك برده مسلمان آزاد مىكند ، اين دستور خداى عز و جل است كه مىفرمايد : * ( « فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ » ) * « 2 » . مؤلف : نظير اين روايت را عياشى آورده « 3 » و در اينكه فرمود : « به جاى آن » اشاره است به اينكه حقيقت آزاد كردن برده ، اضافه شدن فردى است به آزادگان مسلمين ، بخاطر اينكه يك نفر از عدد آنان كاسته شده ، و ما در سابق به اين نكته اشاره كرديم . و چه بسا كه از اين نكته استفاده شود كه بطور كلى مصلحت در آزاد كردن بردگان در همه كفارات همين افزوده شدن يك فرد غير عاصى است به جمعيت مؤمنين ، بخاطر كم شدن يك فرد عاصى از آنان ، ( دقت بفرمائيد ) . و در كافى از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : اگر شخصى كه كفاره دو ماه پى در پى روزه به گردن دارد و در بين ماه اول يك روز روزه را بخورد ، بايد دوباره همه يك ماه را از نو بگيرد و اگر يك ماه اول را پى در پى گرفت و چند روزى هم از ماه دوم گرفت ، ولى پيش آمدى برايش شد كه نتوانست ماه دوم را به پايان برساند ، آن چند روز را قضا مىكند . « 4 » مؤلف : منظور حضرت بطورى كه ديگران هم گفتهاند اين است كه آنچه به عهده اش باقى مانده قضا مىكند ، اين نكته از مساله تتابع ( و اينكه بايد پشت سر هم باشد ) استفاده شده است . و در كافى و تفسير عياشى ، از آن جناب روايت شده در پاسخ شخصى كه پرسيد : آيا توبه مؤمنى كه مؤمن ديگر را عمدا به قتل رسانده باشد قبول است يا نه ؟ فرمود : اگر او را به جرم اينكه مؤمن و داراى ايمان است كشته باشد توبه ندارد و توبه اش قبول نيست و اگر از شدت خشم و يا به خاطر چيزى از منافع دنيا بوده ، توبه اش اين است كه از او انتقام بگيرند و اگر هيچكس نفهميده كه او قاتل است ( و در نتيجه كارش به محكمه نكشيده ) خودش نزد ورثه
--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 263 ، ح 220 . ( 2 ) من لا يحضره الفقيه ، قطع بزرگ ، ص 510 . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 228 ، ح 230 . ( 4 ) فروع كافى ، ج 4 ص 139 ، ح 7 ط اسلاميه تهران .